چرا حداد عادل از زبان حجة الاسلام مرتضی روحانی

 

به نام خدا

اصلح دانستن یک فرد مقایسه‌ای نسبی بین او و دیگر رقبایش از یک سو و فهمی است که ما از مسائل و مشکلات جامعه و راه حل های آنها از سوی دیگر داریم. فلذا ممکن است شخصی در دوره ای اصلح باشد و در دوره دیگر خیر و بالعکس٫

***

عمیقا بر این باور هستم که مشکل امروز جامعه ما مساله معاش مردم و تورمی است که در چند سال گذشته به وجود آمده و به دغدغه بسیاری از مردم تبدیل شده است. از سوی دیگر شرایط ناآرام سیاسی که توابع آن در جامعه هم دیده می شود باعث ناراحتی دوچندان مردم شده و در میان برخی این گمان را به وجود آورده که سیاستمداران از فکر توده مردم غافل و به فکر خود و اطرافیان شان هستند.

با توجه به این نکات و شرایط امروزی جامعه ایران که خیلی هم نیازمند توضیح نیست، بر این باور هستم که دکتر غلامعلی حداد عادل نسبت به دیگر کاندیداها اصلح هستند :

اول:/   عمیقا باور دارم که مساله و مشکل جامعه ما که امروزه در شمایل مشکلی اقتصادی ظهور کرده است یک معضل و مشکل فرهنگی است. مساله ای که از نوع فرهنگ عامه مردم نشأت گرفته است؛ از فرهنگ مصرف و تولید در عرصه اقتصاد گرفته تا فرهنگ سخت کوشی، کار و تلاش بهینه، وجدان کاری و …

باید بپذیریم که اگر می خواهیم این مسائل یکبار برای همیشه به صورت ریشه ای در جامعه ما دیده و سعی در حل آن شود، باید یک نگاه عمیق فرهنگی را بر تمامی ابعاد زندگی ایرانی حاکم کنیم. نگاهی که اقتصاد، سیاست و… را در ظل و ذیل خود معنا کند و قصدِ حل مشکلات آن را به صورت ریشه ای از مدخل و مجرای فرهنگ را داشته باشد.

با این احتساب طبیعی است که کسی را اصلح بدانم که سالیان دراز با درد و دغدغه فرهنگ روزگار گذرانده و راه حل هایش بیش از آنکه از سنخ راهکارهای عوامفریبانه صدروزه و … باشد راهکارهایی بلند مدت و فرهنگی است.

دوم:/   اینکه ایشان بیش از هر چیز دغدغه جمهوری اسلامی را دارند خود نشان از امر بزرگی است که در کمتر کسی وجود دارد. دفاع تمام قد ایشان از نظام در عرصه های مختلفی مانند فتنه ۸۸ گرفته تا سیاست‌های  فرهنگی نظام مانند ماهواره و حجاب و نگرش‌های سیاست خارجی همچون دفاع از خط مقاومت در منطقه دقیقاً به همین مسأله اشاره دارد که ایشان بیش از آنکه نگران رای آوردن خودشان باشند نگران دفاع از جمهوری اسلامی در معنای حقیقی کلمه هستند.

نکته قابل تأمل در دفاعیات حدادعادل از نظام جمهوری اسلامی آن است که اعتقادی که موجب حضور او در عرصه ی چنین دفاعی گشته، با مرور زمان رنگ نمی بازد و تغییر نمی کند. اینگونه است که او در اولین مستند تبلیغاتی اش پس از گذشت چهار سال از فتنه ی ۸۸ همچنان با افتخار از روشنگری اش در تقابل با فتنه می گوید و با گذشت ۱۰ سال از غائله ی تحصن نمایندگان مجلس ششم، فخر ایستادگی مقابل آنان را می فروشد و بالواقع که فخریست ستودنی! این ها یعنی که او رأی دهندگان به خویش را در دامنه ی اصولگرایی جستجو می کند و هیچ گوشه چشمی حتی، به رأی های مایل به اصلاح طلبان ندارد.

سوم:/   شخصیت میانه رو و معتدل ایشان می‌تواند جامعه ما را از این وضعیت اضطراب و تشنجی که وجود دارد خارج کرده و با یک عقلانیت حداکثری که مبتنی بر خرد جمعی است راه میانه ای را در پیش بگیرد که آرامش به جامعه بازگردد. آرامشی که در آن علاوه بر اینکه از خط قرمزهای نظام و انقلاب تخطی نمی‌شود ولی در عین حال از ظرفیت‌های حداکثری نیروهای انسانی بهره برده می‌شود و به صرف اینکه کسی در امورات جزئی و سلیقه های سیاسی با ایشان همراهی نکند حذف و طرد نمی‌شود. یادمان نرفته که تا زمانی که ایشان سکان دار مجلس بودند تنش‌های دولت و مجلس در حداقل ممکن بود و این نبود مگر به خاطر شخصیت آرام و معقول ایشان که صلاح نظام را بیش از غوغا سالاری می‌دانست.

چهارم:/   سابقه علمی (قریب به پنجاه سال تدریس در دانشگاه‌های مختلف) و اجرایی ایشان در سالیان متمادی این ظرفیت را برای ایشان به وجود آورده که از میان شاگردان قدیم و همکاران فعلی‌شان تیمی توانمند و خبره را جمع آوری کنند.

گاهی به سابقه اجرایی ایشان و اینکه ایشان مرد اجرا نیستند اشکال می‌شود که اگرچه تماماً بیراه نیست ولی مشکلی بی سابقه از یک سو و حل ناشدنی از سوی دیگر هم نیست. اگر محمد خاتمی می‌تواند از کنج کتابخانه ملی بیاید و دو دوره دولت اصلاحات را هدایت کند، چرا غلامعلی حداد عادل نباید با سابقه یک دور ریاست مجلس و یازده سال معاون وزیری و چهار دوره نمایندگی مجلس بتواند این کار را بکند؟ خصوصاً که ما به مشورت پذیری ایشان و سپردن کارها به اهلش از جانب ایشان اعتماد داریم و می‌دانیم که می‌توان بخش قابل توجهی از این مشکلات را با یک معاون اول اجرایی قوی حل و فصل کرد.

پنجم:/   خصوصیات دیگر ایشان مانند ولایی بودن، اخلاق محوری، ساده زیستی و… واضح‌تر از آن است که نیازمند توضیح و تفصیل داشته باشد.

/ 0 نظر / 4 بازدید